صفهای طولانی پمپبنزینها، ابهام در وضعیت سهمیهها و بلاتکلیفی درباره نرخگذاری، بار دیگر چالشهای بازار سوخت در ایران را برجسته کرده است. بررسی این وضعیت نشان میدهد که مسئله بنزین را نمیتوان صرفاً به قیمت محدود کرد؛ ناترازی تولید و مصرف، اختلالهای احتمالی در تأمین و توزیع و نبود سیاستی پایدار نیز در شکلگیری این شرایط نقش دارند.
ریشه اصلی مشکل، ناترازی ساختاری میان تولید و مصرف بنزین است؛ اما نمیتوان تمام صفهای طولانی را صرفاً به کمبود فیزیکی سوخت نسبت داد. در برخی مقاطع، محدودیت عرضه ناشی از مشکلات تولید، واردات یا کاهش ذخایر است و در برخی مناطق نیز اختلال در حملونقل سوخت، توزیع نامتوازن میان جایگاهها و محدودیتهای سامانه سوخترسانی به تشدید صفها منجر میشود.
از سوی دیگر، نگرانی مردم از افزایش قیمت یا محدودیت سهمیه نیز تقاضا را به ساعات مشخصی منتقل میکند و حتی ممکن است در مناطقی که هنوز سوخت موجود است، صفهای طولانی شکل بگیرد. هزینه اصلی این بلاتکلیفی، فراتر از هزینه مستقیم تأمین بنزین است و به کاهش بهرهوری اقتصاد، تشدید نااطمینانی و افزایش فشار بر بودجه عمومی منجر میشود.
کشور به یک برنامه جامع و چندساله برای مدیریت بازار بنزین نیاز دارد؛ برنامهای که همزمان سه هدف را دنبال کند: تضمین عرضه، مدیریت مصرف و حفظ قدرت خرید خانوارها. پیشنهاد میشود قیمت بنزین خارج از سهمیه در دورههای زمانی مشخص و بر اساس روند هزینه تأمین، وضعیت ناترازی و شرایط اقتصادی بازبینی شود. تغییرات نیز باید تدریجی، از پیش اعلامشده و دارای ضوابط روشن باشد تا هم مصرفکننده فرصت تطبیق داشته باشد و هم بنگاهها بتوانند هزینههای آینده خود را پیشبینی کنند.
در عین حال، سهمیه حمایتی باید بهگونهای طراحی شود که یارانه بیشتر به شهروندان و خانوارهای نیازمند برسد، نه اینکه صرفاً هر فرد به تعداد خودروهایی که در اختیار دارد از یارانه بیشتری برخوردار شود. همچنین درآمد حاصل از اصلاح قیمت باید شفاف باشد و بخشی از آن به حمایت از خانوارهای کمدرآمد، توسعه اتوبوس و مترو، نوسازی ناوگان حملونقل و کاهش مصرف سوخت اختصاص یابد. مردم زمانی بهتر میتوانند اصلاحات را تحمل کنند که آثار آن را در بهبود خدمات عمومی و حمایت معیشتی مشاهده کنند. در بلندمدت نیز باید از تمرکز صرف بر قیمت فاصله گرفت. بهینهسازی مصرف خودروها، توسعه حملونقل عمومی، ارتقای بهرهوری پالایشگاهها و کاهش قاچاق باید در مرکز سیاست انرژی قرار گیرد. اصلاح قیمت بدون این اقدامات، فشار را به مصرفکننده منتقل میکند، اما لزوماً ناترازی را به شکل پایدار از بین نمیبرد.
مسئله بنزین ایران فقط مسئله قیمت نیست؛ حاصل ناترازی عرضه و تقاضا، ناکارآمدی بخشی از ساختار مصرف، ضعفهای احتمالی توزیع و نبود یک چارچوب پایدار سیاستگذاری است. تداوم بلاتکلیفی، هم منابع عمومی را تحت فشار قرار میدهد و هم هزینههای مستقیم و غیرمستقیم آن را به مردم و بنگاههای اقتصادی منتقل میکند. راهحل، نه تثبیت دائمی قیمتهای غیرواقعی است و نه افزایش ناگهانی قیمت بدون ملاحظه آثار اجتماعی. راهحل پایدار، اصلاح تدریجی و قابل پیشبینی قیمت، توزیع عادلانهتر یارانه، تضمین عرضه، حمایت از اقشار آسیبپذیر و سرمایهگذاری جدی در کاهش مصرف سوخت است. دولت و مجلس باید بر سر این چارچوب به توافق برسند، مسئولیتهای خود را مشخص کنند و برنامهای شفاف و زمانبندیشده را اجرا کنند. اقتصاد کشور بیش از هر چیز به سیاستی نیاز دارد که قابل پیشبینی باشد و با تغییر شرایط یا اختلافنظرهای مقطعی، دوباره دچار بلاتکلیفی نشود.
-
محمد حسین عسگری - کارشناس بازارهای سرمایه و انرژی
-
هفتهنامه اطلاعات بورس ۶۵۱




نظر شما